به گزارش «سراج24»، گام نهادن در مسیر سیر و سلوک اگر چه به راحتی و بدون استاد امکان پذیر نیست و هر کسی را تاب ماندن در این وادی را نیست اما خواندن حکایات بزرگان این عرصه، خالی از لطف نیست؛ بزرگانی که سعی می کردند در تمام شئون زندگی خود الهی شوند و همه را رها کرده و با خداوند همنشین شوند.
در بین عرفا کمتر کسی است که به مقام و درجات سیدالعلما اربانیین و فخرالعرفا الکاملین حضرت حاج سید علی آقا قاضی طباطبایی رسیده باشد ولیکن کمتر از او کراماتی ذکر شده است. عالم عارفی که بزرگانی چون علامه طباطبایی، آیت الله بهجت و... را تربیت کرده باشد و شاگردانش همه آیت الله بودند، باید کراماتی بسیار بیشتر از آنچه که باقی مانده، به یادگار گذاشته باشد.
هرچند که نام آیت الله قاضی را افرادی چون امام خمینی و علامه طباطبایی در سالهای اول انقلاب بر سر زبانها انداختند اما از این عارف بالله آنچنان که باید و شاید سخن گفته نشده است.
هر چند که مخفی ماندن از شیوه علما و عرفا در طول دوران بوده است اما بودند و هستند کسانی که از علما گفتند و نوشتند. «آیت الحق» نیز رواتی از آیت الله قاضی است. این کتاب در ده جلد توسط فرزند آیت الله قاضی به نگارش در آمده است و چند جلد آن توسط یکی دیگر از فرزندان ایشان به فارسی ترجمه شده است.
این کتاب که توسط انتشارات بصیرت منتشر شده است، شامل حکایاتی از آیت الله قاضی و شیوه و مسلک ایشان و همچنین شاگردانی است که با ایشان در ارتباط بوده اند.
آنچه که در این گزارش آمده، روایتی کوتاه از جلد دوم این کتاب است.
1- دیگر از اموری که در دفاتر و یادداشت های شاگردان نخبه و خواص ایشان دیده ام، یکی هم این است که سفارش می نمودند که نعمت های خداوند متعال را هرگز از یاد نبریم و اینکه منتهای سعی خود را در سپاسگزاری از این نعمت ها به کار ببریم و این آیه را از یاد نبریم که فرمود «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» و چه نعمتی بزرگتر از نعمت آفرینش؛ و از مسائلی که در اجرای این عبادات مورد توجه بوده است خواندن آنها با صدای بلند است. از حضرت پیامبر (ص) روایت شده ست که سوره های «حا میم» را با صدای بلند می خواندند. و امام سجاد (ع) نیز هنگامی که قرآن تلاوت می نمودند، رهگذران و سقایان بر در منزل ایشان توقف می نمودند و به قرائت ایشان گوش فرا می دادند.
همچنین سفارش می نمودند که ادای فرائض نباید با نوعی شتابزدگی همراه باشد، بدین معنی که زودتر بخواینم و خود را راحت کنیم زیرا اینگونه ادای فرائض را «بازاری» می نامیدند یعنی عوامانه، و در عین حال، نباید آنچنان با تانی بخوانیم که حالت ریا و تظاهر به خود بگیرد.
2- در مورد علاقه فراوان یاران و شاگردان به ایشان، علامه آیت الله سید محمدحین طهرانی گفته است: یک بار در راه علامه طباطبایی را دیدم. یک شیشه عطر که برای خود انتخاب کرده بودم به ایشان تقدیم نمودم. ایشان بعد از تشکر و پذیرفتن آن فرمودند: من پس از مرگ استادم قاضی هرگز از عطور استفاده نمی کنم. این نشانه آشکاری است از محبت فوق العاده و عشق ورزیدن به استاد خود.
3- عدم توجه به زیانهایی که در راه رضایت خدا ممکن است به تو برسد که حاصل بلندنظری سالک است از سجایای نیکو به شمار می رود. استاد ارجمند جناب شیخ محدث خراسانی نقل می کند که «از ایشان(آیت الله قاضی) تقاضا کرده بودیم که نماز را به جماعت در مسجدی برگزار کنند اما متاسفانه عده ای به قصد اذیت و آزار رساندن به ایشان آمدند و جانماز را از زیر پای ایشان بیرون کشیدند، بطوری که نزدیک بود ایشان بر زمین بیفتند ولی ایشان برخاستند و عمامه و لباس خود را مرتب نمودند و گوئی هیچ اتفاقی نیفتاده باشد به سوی منزل حرکت کردند، و زمانی که به ما می گفتند برویم نماز را در منزل تکمیل کنیم، هیچگونه ناراحتی در لحن صدای ایشان احساس نمی شد. این در حالی بود که کلیه کسانی که با ما بودند از فقها و علما بودند و تکلیف خود را از نظر شرعی می دانستند که چه کار باید بکنند یا نکنند.
4- کم سخن گفتن و خودداری از دخالت و مشارکت در کارهایی که به او مربوط نیست، زیرا بیهوده سخن گفتن و دخالت در اموری که به او مربوط نمی باشد، موجب غفلت می گردد. مجتهد بزرگ شیخ محمد تقی آملی(ره) انگشت سبانه خود را روی دولب خود می گذاشت و چند لحظه ای پیش از سخن گفتن، تامل می کرد تا حدی که آدم تصور می کرد که لکنت زبان دارند. مرحوم قاضی هم از این رویه پیروی می کردند، زیرا چه بسا گرد او جمع می شدند و گوشهای خود را تیز می کردند که از ایشان سخنی بشنوند، اما کمتر اتفاق می افتاد. تمام اوقات خود را با سکوت می گذراندند، مگر آیاتی از قرآن کریم که گاه و بیگاه تلاوت می کردند.
5- آقا سید هاشم حداد از شاگردان ایشان می فرمود: « مرحوم آقا (قاضی) یک عالمی بود که از جهت فقاهت بی نظیر بود. از جهت فهم روایت و حدیث بی نظیر بود. از جهت تفسیر و علوم قرآنی بی نظیر بود. از جهت ادبیات عرب و لغت و فصاحت بی نظیر بود، حتی از جهت تجوید و قرائت قرآن. و در مجالس فاتحه ای که احیاناً حضور پیدا می نمود، کمتر قاری قرآن بود که جرأت خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که اشکالهای تجویدی و نحوه قرائتشان را می گفت... »
6- آیت الله خسروشاهی از علامه طباطبائی نقل می کردند که: کتابهای معقول را خواندم ولی وقتی خدمت سید علی آقا قاضی رسیدم فهمیدم که یک کلمه هم نفهمیدم!مرحوم قاضی در لغت عرب بی نظیر بود، گویند: چهل هزار لغت از حفظ داشت. و شعر عربی را چنان می سرود که اعراب تشخیص نمی دادند سراینده این شعر عجمی(غیر عرب) است. روزی در بین مذاکرات، مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالله مامقانی(ره) به ایشان می گوید: من آن قدر در لغت و شعر عرب تسلط دارم که اگر شخص غیر عرب، شعری عربی بسراید من می فهمم که سراینده عجم است، اگرچه آن شعر در اعلی درجه از فصاحت و بلاغت باشد. مرحوم قاضی یکی از قصائد عربی را که سراینده اش عرب بود شروع به خواندن می کند و در بین آن قصیده، از خود چند شعر بالبداهه اضافه می کند و سپس به ایشان می گوید: کدام یک از اینها را غیر عرب سروده است؟ و ایشان نتوانستند تشخیص دهند. مرحوم قاضی در تفسیر قرآن کریم و معانی آن ید طولائی داشت و علامه طهرانی از قول مرحوم استاد علامه طباطبائی می فرمودند: « این سبک تفسیر آیه به آیه را مرحوم قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیر{المیزان}، از مسیر و روش ایشان پیروی می کنیم. ایشان در فهم معانی روایات وارده از ائمه معصومین علیهم السلام ذهن بسیار باز و روشنی داشتند و ما طریقه فهم احادیث را که « فقه الحدیث» گویند از ایشان آموخته ایم. »
7- آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هر دوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب می شوند؛ و البته فقط نام تعدادی از آن ها بر ما معلوم است و این که ایشان در حقیقت چه کسانی را تا قله های بلند عرفان و معنویت بالا کشیده و از شراب گوارای معرفت بر کامشان ریختند، برای ما بصورت کامل و دقیق آشکار نیست. اما به تعدادی از آن ها که مبرز و شناخته شده هستند، اشاره می کنیم:
آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره)
آیت الله سید محمد حسین طباطبائی(ره)
آیت الله سید محمد حسن طباطبایی(ره)
آیت الله محمد تقی بهجت فومنی(حفظه الله)
آیت الله سید عباس کاشانی(حفظه الله)
آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری(ره)
آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب(ره)
آیت الله علی اکبر مرندی(ره)
آیت الله سید حسن مصطفوی تبریزی
آیت الله علی محمد بروجردی(ره)
آیت الله نجابت شیرازی(ره)
آیت الله سید محمد حسینی همدانی
آیت الله سید حسن مسقطی(ره)
آیت الله حاج سید هاشم رضوی هندی (ره)
حاج سید هاشم حداد(ره) و...
8-ایشان از جوانی به دنبال تزکیه و تهذیب نفس و کسب معنویت و معارف بلند اسلام بود و در این راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وی ربوده بود. ضمیر الهی اش او را به عالم قدس می خواند و او که قصد کوی جانان را در سر دارد، می خواهد به هر نحو شده از این خاکدان طبیعت به عالم نور و ملکوت پا گذارد. می داند که جانب عشق عظیم است و نباید به راحتی از دستش بدهد و فرو بگذاردش، برای همین چهل سال است که مشغول مجاهده است. چهل سال است که آداب عبودیت می آموزد و هنوز معشوق به حضور خود راهش نداده است!
خود ایشان می گوید:« نزد هر کس احتمال می دادم از او چیزی بفهمم، می نشستم اگر مطلبی را می فهمیدم، که خود خدا نعمت داده بود و اگر نمی فهمیدم دیگر به آن شخص مراجعه نمی کردم. »
9- برای همین آن قدر خود را به ضوابط و آداب شرع و رعایت مستحبات و ترک مکروهات ملزم ساخته بود تا امری از محبوب فرو نماند و آن قدر بر آن اصرار می کند که به حسب طاقت بشری هیچ مستحبی از او فوت نمی شود تا آن جا که بعضی از مخالفان و معاندان می گویند:« قاضی که این قدر خود را مقیّد به آداب کرده شخصی ریایی و خودنماست. » و عده ای دیگر هم با وجود مخالفت باز نمی توانند تحسینش نکنند. یکی از مخالفین ایشان می گوید: « من سفر بسیار کردم، با بزرگان عالم اسلام محشور بوده ام و از احوال بسیاری از آنان بالمشاهده آگاهم اما حقیقتاً هیچ کس را همانند قاضی تا بدین حد مقید به آداب شرع ندیده ام. » خود ایشان می گوید: « چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می خواست نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می آمد و آن مشقت از من رفته بود.»
10- آقای قاضی را عادت بر این بود که پیش از خواندن مسبحات( سوره های الحدید، الصف، الجمعه، التغابن و الاعلی) نخوابند، حال سوره واقعه را به آنها اضافه نمائید که وقت زیادی را می برد، البته با توجه به نافله هایی که بدان اضافه می شود، نیز اوراد مستحبه که همگی آنها وقت زیادی را می طلبد؛ گویی آدمی که خود را پایبند همهاین تکالیف بدارد هیچ کار بخصوص دیگری در زندگی ندارد، جز انجام این اوراد و خواندن این سوره ها، کاری که مرد دین و ارشاد و متعهد را با توجه به تکالیف اجتماعی، از تکالیف شرعی خود خارج می سازد.جدای از این ایشان سوره یس را به هنگام صبح می خواندند یا اینکه گوش می دادند به آنکه آن را با صدای بلند می خواند. دعای کمیل را شب های جمعه می خواندند یا گوش فرامی دادند به آنکه آن را با صدای بلند می خواند. دعای سمات را در آخرین ساعات روز جمعه؛ خود با صدای رسا می خواندند. در آخرین سجده نماز واجب نیز این ذکر را می خواندند: «عبیدک بفنائک،مسکینک بفنائک، فقیرک بفنائک، یا لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»
11- می گفتند هرگاه خواستی داخل منزل ستمگری شوی که از سلطه و ستم او بیم داری دو دست خود را بازکن و حروف زیر را بشمار و بگو سپس انگشتهای خود را با آنها ببند: بسم الله الرحمن الرحیم؛کهیعص(با دست راست) و با دست چپ (حمعسق) سپس دو کف دست خود را بسته نگه داری و این متن را بخوانی «و عَنَتِ الوجوه للحی القیوم و قد خاب من حمل ظلما»
کسانی که تمایل به خرید این کتاب ارزشمند دارند می توانند به آدرس انتشارات بصیرت واقع در تهران، خیابان انقلاب، ابتدای ابوریحان، شماره 93 مراجعه کنند.
1نظر